رفتارهای خود تخریب گری در مصرف کنندگان مواد و تاثیرات آن

رفتارهای خود تخریب گری در مصرف کنندگان مواد و تاثیرات آن

احتمالا تاکنون متوجه یک سری از رفتار های آسیب رسان ( خود تخریب گری )  به خود که موجب تخریب خود و ازبین رفتن ارزشمندی خود می شود ، در افراد نزدیکتان که مصرف کننده ی مواد مخدر هستند و یا خودتان در صورت مصرف ، شده اید . این رفتار ها می توانند احتمال عود مصرف را بیشتر کرده و افراد مصرف کننده را در باتلاق عمیق تری گیر بیندازند . این مقاله با هدف معرفی و بررسی این گونه از رفتارها به شیوه ی تاثیر گذاری آنها نیز می پردازد.

خود تخریب گری چیست ؟

خودتخریب گری تمایل به انجام رفتار هایی است که احتمال تجربه ی نتایج منفی را افزایش و احتمال کسب موفقیت آتی را کاهش می دهد . خود شکست جویی ، خود تخریب گری ، صدمه به خود ، جراحت به خود و خودکشی واژه ها و البته حالت های متفاوت از نظر شدت هستند که برای معنای یکسانی به کار گرفته می شوند . الگوهای خود شکست جویی ، مجموعه ای بادوام از رفتارهای نامنعطف و فراگیر هستند که پیامد های روانشناختی منفی و دراز مدت آن به مزایای کوتاه مدت و فوری حاصل از آن غلبه دارد . این رفتارها با یک تصویر خود نالایق و سبک میان فردی خود قربانی ساز در ارتباط هستند .
خود تخریب گری را می توان محصول سازش یافتگی آسیب شناختی فرد با محیط دانست . به نظر می رسد در جریان تحول ، در برخی افراد شیوه ی ناسازگارانه ای از حل مسئله و رویارویی با مشکلات شکل گرفته است که در تعامل های بعدی در گستره ی زندگی ، تکرار این شیوه یا شیوه های ناسازگارانه بر اساس یک بازنمایی نمادین محقق می شود .ب ه بیانی دیگر گاهی آسیب به خود وسیله ای برای برقراری ارتباط و جست وجوی کمک است ، هنگامی که کلمات در انجام چنین کاری شکست می خورند . کاستی توانایی در تولید کلمات و بیان هیجانی در افرادی که خود را تخریب می کنند ، نشانگر توانایی پایین در تولید علائم کلامی واضح و موثر است .

خود تخریب گری چیست ؟

نقش وجدان در خودتخریب گری

دوانلو ، یکی از روانشناسان حوزه ی روانپویشی ، معتقد است که نقش وجدان در خودتخریب گری بدین شرح است:

  •  عمل وجدان تنها اجتناب از درد-به معنی مانع شدن شخص از انجام کارهایی که باعث تاسف بعدی او می شود ، نیست ، بلکه می تواند متضمن احساس گناه نیز باشدکه به نیاز به درد ، در قالب نیاز به تنبیه ، منجر می شود .
  • مشاهدات روشن می سازد که اگر تنبیه از بیرون نباشد ، این نیاز به صورت خودتنبیهی ظاهر می شود .
  •  این نیاز به تنبیه یا خودتنبیهی می تواند هشیار یا ناهشیار باشد .
  • از آنجا که تنبیه فرد یک فعالیت پرخاشگرانه است ، خودتنبیهی طبق تعریف عبارت است از برگرداندن پرخاشگری به سوی خود .
  •  در پایان و در نهایت پیچیدگی ، خودتنبیهی احتمالا تنها روشی برای رفع پرخاشگری مملو از گناه نیست ، بلکه همچنین روشی انحرافی برای ابراز آن و بنابراین نوعی همجوشی پرخاشگری و گناه است . به عبارتی دیگر، مصالحه ی گناه و پرخاشگری است .

صیانت نفس و تعقیب منافع شخصی مشخصه های ضروری رفتار منطقی هستند. براین اساس خودتخریب گری مثال بارز از رفتار غیر منطقی است. در واقع خودتخریب گری آنچنان که فرض می شود پدیده ای کاملا مشخص نیست، بلکه می توان تجلی های آن را روی یک پیوستار و در ادامه ی دیگر رفتارهای انسان در نظر گرفت؛ به گونه ای که در یک سوی پیوستار ،مراقبت از خود کامل و در سوی دیگر آن گرایش های به شدت خودتخریب گر و در انتهای آن خودکشی قرار دارد. به بیانی دیگر خودکشی و خودتخریب گری در طول یک پیوستار اتفاق می افتد، از افکاری که زندگی را بی ارزش می دانند تا رفتارهای صدمه به خود با شدت های متفاوت کشندگی، تا کوشش های خودکشی و خودکشی موفق.

انواع خودتخریب گری:

در یک دسته بندی کلی می توان خودکشی ، جراحت به خود و صدمه به خود اعم از خودزنی با چاقو و غیره را در زمره ی خودتخریب گری مستقیم دانست و الگوهای پایدار و نامنعطف رفتاری مانند سیگار کشیدن با وجود مضرات آن ، جزء خود تخریب گری غیر مستقیم یا مزمن طبقه بندی کرد .
در حیطه ی گرایش های خودتخریب گر ، اگرچه تمایز روشنی میان گرایش های خودتخریب گر مستقیم و غیر مستقیم وجو دارد( برای مثال از دود کردن سیگار پس از شام تا تصمیم گیری برای پایان دادن به زندگی) ولی تمامی این گرایش ها عناصر مشترکی دارند ؛ این گرایش ها تلاش هایی هستند برای تعدیل تجارب عاطفی ، شناختی یا اجتماعی و با اشکال مختلف اختلال های روانی در ارتباطند .

انواع خودتخریب گری:

عوامل تاثیر گذار بر خودتخریب گری:

  • بیکاری
  • از هم گسیختگی خانوادگی
  • تاریخچه ی سوء استفاده های جنسی و عاطفی
  • حمایت اجتماعی
  • خوش بینی
  • تنظیم هیجانی
  • حرمت خود
  • ارزیابی های مثبت و منفی
  • شیوه ی ارزیابی فرد از رویداد تنش زا

در واقع مهم ترین عامل ، نوع برداشت فرد از واقعه ی تنش زا است که می تواند منجربه خودتخریب گری شود . به بیانی دیگر ارزیابی از موقعیت ، واسطه ی میان واقعه ی تنش زا و اقدام به خود تخریب گری است .
هنگامی که تجربه ی سوء استفاده ی جسمی واقعی وجود داشته باشد ، ممکن است نیاز به رنج بردن آگاهانه مشاهده شود . این افراد تمایل به انتخاب شریکی دارند که از آنها سوء استفاده کند و هر زمان که از یک رابطه رهایی می یابند ، خیلی سریع شخص دیگری را پیدا می کنند که همان رفتار را داشته باشد .

انواع الگوهای نظری خودتخریب گری:

براساس میزان ارادی بودن خود تخریب گری ، با دوجزء پیش بینی کردن آسیب به خود و آرزو کردن آسیب به خود ، می توان سه الگو را متمایز کرد .

  • الگوی خودتخریبی تعمدی یا اولیه :

در غیر قابل درک ترین نوع خودتخریب گری، شخص آرزو می کند به خودش آسیب برساند و دراین راستا فعالیت هایی را انتخاب می کند که به طور پیش بینی پذیری به چنین نتایجی دست یابد . برای مثال برخی نظریه ها آزار طلبی یا مازوخیسم را انعکاسی از خصومت برگشته به خود و درون ، احتمالا به سبب گناه درونی ، می دانند . تمایل به صدمه رساندن یا شکست دادن خود ، به طور مشخص نشانگر نگرشی منفی نسبت به خود است . احتمالا ارزش خود پایین ، یک دلیل عمده است . نگرش منفی به خود باید آنقدر شدید باشد که به خودتخریب گری منجر شود . بنابراین ارزش خود پایین از نداشتن اعتماد به نفس فراتر می رود و تنفر شدید از خود را در بر می گیرد . همچنین احتمال دارد شدت نگرش منفی نسبت به خود ، به وسیله ی حالات هیجانی منفی و نیرومند تسهیل شود . در این صورت احساس گناه شدید ، پشیمانی و شاید حتی اضطراب ، ارزیابی بسیار منفی ای از خود به وجود می آورد که در نهایت به خود تخریب گری منجر می شود . احساس گناه نیز میتواند تبیین احتمالی دیگری برای خودتخریب گری باشد . به این معنی که شخص به منظور تطهیر کردن گناهانش ، تمایل به مجازات خود دارد . همچنین ممکن است شخص صدمه به خود را برای انتقام از افراد دیگر برگزیند . افرادی که در این گروه قرار دارند از سلامت روانی کمتری برخوردار هستند .

  • الگوی موازنه:

این الگو مستلزم انتخاب رفتارهایی است که بهای مزایای مشخص آن آسیب به خود است . ازاین رو ، این بها( صدمه به خود) قابل پیش بینی است اما آرزویی برای آن وجود ندارد و آسیب یا خطر متوجه خود، به عنوان همراه الزامی دستیابی به دیگر اهداف پذیرفته شده است . این الگو برای زمانی است که فرد با موقعیتی مواجه می شود که میان دو هدف مطلوب ، ناهمسازی وجود دارد ، به گونه ای که دنبال کردن یکی از آنها شانس فرد برای دست یابی به دیگری را کاهش می دهد . این الگو به سختی جز خودتخریب گری در نظر گرفته می شود . مواردی به عنوان انتخاب های خودتخریب گر در نظر گرفته می شوند که حداقل مطابق با برخی دیدگاه های منطقی ، بهای پرداختی بر مزایای به دست آمده غلبه داشته باشد ، به گونه ای که سرانجام فرد به این نتیجه برسد که انتخاب معقولی نداشته است . میتوان چنین انتخاب های را ضعف در قضاوت در نظر گرفت .
در واقع بسیاری از موقعیت های الگوی موازنه مستلزم یک هدف فوری و یک هدف بلندمدت است و بنابراین امکان دارد فرد با تمرکز بر پیامدهای فوری و کوتاه مدت ، انتخاب ضعیفی داشته باشد . در الگوی موازنه ، می توان به مثال هایی مانند خود معلول سازی ، الکلیسم ، سوء استفاده از مواد و بی توجهی به مراقبت بهداشتی اشاره کرد .

الگوی موازنه:

  • الگوی راهبردهای با نتیجه ی معکوس:

این الگو در برگیرنده ی نوعی از خودتخریب گری است که در آن فرد نه آسیب به خودرا آرزو و نه پیش بینی می کند . در این مقوله فرد فعالانه اهدافی را تعقیب می کند ، اما به طور نظام یافته ، روش های ناسازگارانه یا غیر موثری را برای رسیدن به آن هدف پی می گیرد . بنابراین میتوان این مقوله را خودتخریب گری غیر تعمدی در نظر گرفت . در ظاهر فرد برای رسیدن به اهدافش ، عکس العمل هایی منطقی و سازگارانه دارد و تنها در انتهاست که مشخص می شود عکس العمل ها نتیجه ای معکوس داشته است . راهبرد انتخاب شده ممکن است به دو دلیل به شکست منجر شود:یا شخص قادر به انجام آن نیست، یا راهبرد به نتیجه ی مطلوب نمی انجامد.مورد نخست مستلزم قضاوت اشتباه درباره ی توانایی ها و ظرفیت خود و مورد دوم ، مستلزم قضاوت اشتباه درباره ی پیشامدهای احتمالی است.
مثال مناسب برای این الگو درماندگی آموخته شده می باشد که فرد براساس تجارب نامطلوب ، استنباط می کند قادر به کنترل محیط و دستیابی به نتایج مطلوب نیست . سپس این استنباط، از کنترل و فعالیت موثر در موقعیت های دیگر جلوگیری می کند در ماندگی آموخته شده به این سبب خود تخریب گری در نظر گرفته می شود که فرد توانایی خودش در کنترل کردن محیط و دستیابی به موفقیت یا پیشامدهای احتمالی پاسخ هایش به اشتباه قضاوت می کند .

  • خود تخریب گری و مصرف مواد:

عادت های خودتخریبی ممکن است نه تنها باعث بروز بیماری شود ، بلکه می تواند زندگی خوب جسمانی و روانی فرد را تحت تاثیر قرار دهد . کنترل این رفتار های خودتخریبی به طور خاص مشکل است. این گونه رفتارها در سالهای اولیه ی نوجوانی افزایش یافته ، در اوخر نوجوانی در سطح بالایی باقی مانده و در اوایل بزرگسالی کاهش می یابند . عوامل زیادی می تواند یک فرد را مستعد اینگونه رفتار های خودتخریب گر کند که مهم ترین آنها اعتیاد به مواد مخدر است .
در واقع پژوهشات نشان می دهد که مصرف مواد به عنوان یکی از رفتار های خودتخریب گر است که می تواند علت های گوناگونی داشته باشد . این امر به این صورت تبیین می شود که بیشتر مصرف کنندگان مواد مخدر و الکل از آثار سوء این مواد بر سلامتیشان آگاهند . بااین حال به مصرف ادامه می دهند . بنابراین مصرف سیگار ، مواد مخدر و الکل به وضوح نوعی خودتخریب گری است و همانطور که گفته شد مزایای کوتاه مدت استفاده از سیگار ، الکل و مواد در مقابل خطرات بلند مدت آن (مانند مرگ و بیماری) مصرف این مواد را در الگوی موازنه جای می دهد. در واقع فوریت، چشم گیری زیادی به وجود می آورد و بنابراین مزایای کوتاه مدت ، کاملا برای افراد آشکارند. ولی اهداف بلند مدت ، غیر متحمل و دور به نظر می رسند . به ویژه افراد تمایل دارند احتمال وقایع منفی آتی را کمتر برآورد کنند . این نوع تخمین نادرست واقعیت ، انتخاب هایی را که سرانجام خودتخریب گر به نظر می رسند(اعم از مصرف مواد)، افزایش می دهند .
پژوهشات نشان می دهد که افرادی که دچار سوء مصرف مواد هستند و به نوعی رفتار های جراحت به خود را نیز دارند، میزان انگیختگی فیزیولوژیک بالاتر در پاسخ به وقایع تنش زا و توانایی کمتر برای تحمل پریشانی و کوشش بیشتر برای فرونشانی افکار و احساسات انزجاری را گزارش می کنند . آنها همچنین آسیب پذیری های میان فردی مانند مهارت های ضعیف کلامی ، ارتباطی و حل مسئله ی اجتماعی ، را نشان می دهند.

خود تخریب گری و مصرف مواد:

در واقع همانگونه که گفته شد رفتار خود تخریب گر مصرف مواد می تواند به علت های گوناگون فرار از مشکلات ، تنفر از خود ، برگرداندن خشم از موضوع بیرونی به خود و یافتن راه حل فوری و غیره بوده باشد . بااین وجود اثرات این رفتارخودتخریب گر می تواند در زمینه های گوناگون در زندگی فرد دیده شود و پیامدهای جبران ناپذیری را به بار بیاورد . ازاین رو یکی از راه های کمک به این افراد جلسات روان درمانی می باشد . اینگونه جلسات کمک میکند تا فرد با آگاهی بیشتر از فرآیند آسیب رسانی به خود و کشف علت های آن ، تلاش کند تا خود را بیشتر دوست بدارد و اینگونه رفتارها را به حداقل برساند . در این راستا مرکز پیروان همت می تواند با کمک درمانگران ماهر و توانای خود ، به اینگونه افراد در جهت کاهش رفتارهای خود تخریب گرایانه ، یاری برساند .
نویسنده : زهرا سادات حسینی
منابع :
کاشفی ، طیبه؛ 1392 . رابطه ی باورهای فراشناختی و رفتارهای خودتخریب گرایانه در افراد معتاد به مواد مخدر.
موسوی ، اشرف سادات . آزاد فلاح ، پرویز . دهقانی ، محسن و فراهانی ،حجت الله؛1395. گسترش مدل خودتخریب گری با تاکید بر تحول یافتگی من و کاربرد روان درمانگری پویشی کوتاه مدت مبتنی بر مضمون محوری تعارض ارتباطی در کاهش خود تخریب گری.

تاثیر اعتیاد بر مغز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *