چگونه هیجان های خود را تنظیم کنیم

چگونه هیجانات خود را تنظیم کنیم و پیامد های آن بر مصرف مواد مخدر چه میزان است؟

تنظیم هیجان همواره از مسائل مهمی است که در زمینه مصرف مواد مطرح بوده و حتی مصرف مواد را می توان به عنوان مکانیزمی برای تنظیم هیجانی دانست. از این رو یک پیش زمینه مهم در اختلالات مصرف مواد به حساب می آید و بهبودی و تنظیم سازگارانه آن می تواند کمک بسزایی به کاهش مصرف مواد کند. به همین جهت مقاله حاضر قصد آن را دارد تا با ارائه اطلاعات لازم در این زمینه و روشن نمودن نقش آن و چگونگی تاثیر گذاری آن بر مصرف مواد ، به افرادی که در این راستا نیازمند کمک هستند ، یاری برساند.

تجارب هیجانی صرف نظر از ظرفیت مثبت یا منفی حاکم بر آنها ، از عناصر اصلی سازگاری موجودات زنده تلقی می شود. تمام انسانها و حیوانات با درجات متفاوت ، حالت های هیجانی و خلقی متفاوتی را تجربه نموده و از آنها برای فعالیت های مختلف زندگی روزمره استفاده می کنند. شاید یکی از تفاوت های اصلی انسان با سایر گونه ها ، توانایی او در دستکاری ، مدیریت و کنترل شدت ، مدت ، نحوه ابراز ، زمان و مکان ابراز تجارب هیجانی است که به مجموع این توانایی ها نظم جویی هیجانی گفته می شود. در واقع تنظیم هیجانی به فرآیند تعدیل تجارب هیجانی به شیوه هشیار یا ناهشیار اطلاق می شود که به منظور پاسخ دهی مناسب به تقاضا های متنوع راه اندازی می شود.

تنظیم هیجانی به استفاده از استراتژی های شناختی ، رفتاری و عاطفی مانند اجتناب ، ارزیابی مجدد ، نشخوار فکری ، فرار ، سرکوب ، حواس پرتی و مقابله مساله محور ، برای تغییر شکل ، فرکانس ، شدت یا رخداد موقعیتی تجربیات احساسی اشاره دارد.  در واقع تنظیم هیجان به راهبرد هایی اطلاق می شود که از آنها برای کاهش ، افزایش یا نگهداری تجارب هیجانی استفاده می شود. همچنین تنظیم هیجان دلالت دارد بر به کار گماشتن افکار و رفتار هایی که در هیجان های آدمی تاثیر می گذارند. هنگامی که انسانها تنظیم هیجان را به کار میگیرند ، چگونگی تجارب و تظاهر هیجان های خود را هم تحت اختیار میگیرند.

به طور کلی تنظیم هیجان مبتنی است بر فرآیند های درونی و بیرونی پاسخ دهی در برابر مهار و نظارت ، ارزیابی و تعدیل تعاملات هیجانی به خصوص خصایص زودگذر و تند آنها برای به تحقق رسیدن اهداف. تنظیم هیجان می تواند آگاهانه یا ناآگاهانه ، زودگذر یا دائمی و رفتاری یا شناختی باشد. تنظیم هیجان رفتاری نوعی از تنظیم هیجان است که در رفتار آشکار فرد دیده می شود و نسبت به تنظیم هیجان شناختی قابلیت مشاهده ندارد و زودگذر است.

در حقیقت مفهوم تنطیم هیجانی خیلی گسترده و فراگیر بوده و در برگیرنده طیف وسیعی از فرآیند های هشیار و ناهشیار فیزیولوژیک ، رفتاری و روانشناختی می باشد. علاوه بر این راهبرد های تنظیم هیجان کانون اساسی درک جنبه های رفتاری و هیجانی استرس و وقایع عاطفی منفی است. بنابراین می توان گفت که در برخی از جنبه ها ، تنظیم هیجان مشابه با مقابله است.

با توجه به این ها تنظیم هیجانی کارآمد با سلامت روانشناختی ، روابط بین فردی و عملکرد شغلی و تحصیلی مطلوب مرتبط است. و برعکس مشکلات نظم جویی هیجان زمینه ساز بروز الگو های مختلف آسیب شناسی روانی می باشد. در مجموع فرض براین است که تنظیم هیجان یکی از عوامل اساسی بهزیستی و کنش وری موفق بوده و نقش مهمی در سازگاری با وقایع استرس زای زندگی ایفا می کند و ممکن است کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.

راهبرد های شناختی تنظیم هیجان:

راهبرد های تنظیم شناختی هیجان ، فرآیند های شناختی هستند که افراد برای مدیریت اطلاعات هیجان آور و برانگیزاننده به کار می گیرند و بر جنبه شناختی مقابله تاکید دارند. بنابراین افکار و شناخت ها در توانایی مدیریت ، نظم جویی و کنترل احساس ها و هیجان ها بعد از تجربه ی یک رویداد تنیدگی زا نقش بسیار مهمی دارند. از جمله رایج ترین راهکار های شناختی برای تنظیم هیجان در مواجه با شرایط ناگوار عبارتند از:

  • سرزنش خود: در مواجهه با شرایط و اتفاقات ناگوار فرد خود را مقصر و متهم اصلی در بروز شرایط پیش آمده می داند.
  • سرزنش دیگران: فرد در برخورد با موقعیت ناگوار ، دیگران را مقصر و عامل اصلی در وقوع موقیعت می داند.
  • نشخوار فکری: بروز شرایط ناگوار موجب ایجاد مشغولیت فکری پیرامون ابعاد گوناگون واقعه می گردد و مدام احساسات و افکار ایجاد شده به دلیل شرایط ناگوار به وسیله ی فرد مرور می شود.
  • تلقی فاجعه آمیز: فرد شرایط ایجاد شده را شدید تر و وحشتناک تر از واقعیت آن واقعه ادراک و ابراز می کند.
  • توسعه ی چشم انداز: کم کردن اهمیت پیش آمد ناگوار به وسیله فرد از راه توسعه و وسعت دادن به دیدگاه فردی می باشد.
  • تمرکز مجدد مثبت: فرد در برخورد با شرایط ناگوار به یادآوری تجارب مثبت خود می پردازد.
  • ارزیابی مثبت: فرد در مواجهه با شرایط ناگوار به تجارب ارزشمند ناشی از رویارویی با شرایط به وجود آمده می پردازد و تاکید بر سازنده بودن این شرایط دارد.
  • پذیرش شرایط: فرد در برخورد با شرایط ناگوار خود را ناچار به پذیرش شرایط و کنار آمدن با آن می کند.
  • برنامه ریزی کردن: فرد در مواجهه با شرایط ناگوار اقدام به برنامه ریزی برای کم کردن عوارض منفی ناشی از اتفاق می کند.

پنج عامل اول جزو راهبرد های شناختی منفی تنظیم هیجان هستند و چهار راهبرد آخر از راهبرد های شناختی مثبت تنظیم هیجان به حساب می آیند. پژوهش ها نشان می دهند که در استفاده از راهبرد های تنطیم هیجانی تفاوت های فردی وجود دارد. به عنوان مثال یک فرد ممکن است از موقعیت هایی که هیجان های منفی ایجاد می کند دوری نماید در حالیکه فرد دیگر ممکن است توجه خود را از عوامل آزاردهنده موقعیت منحرف کند تا احساسات منفی را کاهش دهد.

طبقه بندی راهبردهای تنظیم هیجانی:

راهبردهای متمرکز بر پیشایند:

  • انتخاب موقعیت ( انتخاب یا اجتناب از موقعیت ها براساس تاثیر هیجانی مثبت یا منفی)
  • تعدیل موقعیت ( حل مسئله ، تعدیل موقعیت به منظور تغییر اثر هیجانی)
  • آرایش توجه ( حواس پرتی ، سرکوب گری ، تمرکز و نشخوار گری)
  • تغییر شناختی ( تغییر دادن معنی ، ارزیابی ها ، ارزشیابی ها ، تفسیر ها ، چارچوب بندی مجدد)

راهبردهای متمرکز بر پاسخ:

  • تعدیل پاسخ های تجربه ای، رفتاری و زیستی( داروها، تمرین، ورزش، تنش زدایی، تغذیه، فرونشانی پاسخ های رفتاری)، به گونه ای که با استفاده از این موارد پاسخ های بدنی و رفتاری به هیجان ها تعدیل پیدا کند.

منظور از راهبردهای متمرکز بر پیشایند این است که این راهبردها قبل از تجلی واکنش های هیجانی به کار گرفته می شوند. اما راهبرد هیجانی متمرکز بر پاسخ بعد از بروز پاسخ های هیجانی مورد استفاده قرار می گیرد. به طور کلی اعتقاد بر این است که راهبرد های تنظیم هیجانی متمرکز بر پیشایند در مقایسه با راهبردهای متمرکز بر پاسخ ، پیامد های بهتری دارند. این نتایج مطلوب راهبرد های متمرکز بر پیشایند به علت تغییر مسیر فرآیند تولید هیجان به واسطه ی این راهبردها است. همچنین حل مسئله اغلب به عنوان یک فعالیت هدفمند و خاص در حل یک مشکل در نظر گرفته می شود( که شامل برنامه ریزی کردن برای یک فعالیت می باشد). اگرچه پاسخ های حل مسئله به طور جهت دار و مستقیمی، هیجانات را تنظیم نمی کنند ولی می توانند تاثیر مفیدی بر هیجانات با تعدیل و حذف کردن استرس، داشته باشند.

پیامدهای نا تنظیمی هیجان:

محققان آسیب شناسی روانی معتقدند که داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی ، پرخاشگری ، خشونت تکانشی ، احساس شرمندگی و گناه در نتیجه تنظیم ناکافی پاسخ های هیجانی ایجاد می شود. همچنین عدم تنظیم هیجان می تواند باعث ایجاد رفتارهای مشکل آفرینی همچون خشونت ، مصرف مواد ، بزهکاری و غیره باشد.

از آنجایی که تنظیم هیجان نقش محوری در تحول بهنجار داشته و ضعف در آن عامل مهم در ایجاد اختلال های روانی به شمار می رود ، نظریه پردازان براین باورند که افرادی که قادر به مدیریت صحیح هیجاناتشان در برابر رویداد های روزمره نیستند ، بیشتر نشانه های تشخصی ، اختلال های درونی سازی از قبلی افسردگی و اضطراب را نشان می دهند.

چهار مولفه ی تنظیم هیجان:

  • آگاهی از هیجانات و فهمیدن آنها
  • پذیرش هیجانات
  • توانایی کنترل رفتار های تکانشی و رفتار کردن مطابق با اهداف مطلوب در زمانی که هیجان منفی تجربه می شود.
  • توانایی به کار گیری انعطاف پذیر تدابیر تنظیم هیجان متناسب با موقعیت به منظور تنظیم کردن مطلوب پاسخ های هیجانی برای دستیابی به اهداف شخصی و احترام به خواست های محیطی.

پیامدهای نا تنظیمی هیجان:تاثیر تنظیم هیجانی بر مصرف مواد مخدر:

شواهد پژوهشی حاکی از آن است که افراد سوء مصرف کننده مواد مخدر راهبرد های تنظیم هیجانی مناسبی ندارند. تنظیم هیجانی به راهبردهایی اشاره دارد که افراد از آنها برای وقوع ، تشدید و ابراز دامنه گسترده ای از هیجانها استفاده می کنند. در واقع تنظیم و بدتنظیمی هیجانی نقش مهمی در تداوم اختلال های هیجانی دارند. افرادی که درباره ابراز و تجربه هیجان های خود مشکل دارند از راهبرد های ناسازگارانه تنظیم هیجانی مثل سرکوب و اجتناب ، پنهان کردن یا نادیده گرفتن آنها استفاده می کنند که پیامد های منفی در بردارند. تلاش افراطی برای کنترل تجربه هیجانی منجربه افزایش احساس هایی می شود که فرد در تلاش است تا آن را تنظیم کند. این الگو ممکن است فرد را در چرخه معیوب برانگیختگی هیجانی و روانشناختی قرار دهد که منجربه تلاش ناموفق بیشتر ، سرکوبی و اجتناب می شود که آنها نیز به نوبه خود در ایجاد ناراحتی روانشناختی و کاهش بهزیستی روانی و کیفیت زندگی نقش دارند.

برخی راهبرد های تنظیم شناختی هیجان به طور نیرومندتری نسبت به برخی دیگر از راهبرد های تنظیم شناختی هیجان مرتبط با آسیب های روانی بوده اند. در وافع نتایج به دست آمده از تحقیقات نشان می دهد که میزان تاثیر نشخوار فکری(بسیار زیاد) ، میزان تاثیر اجتناب وسرکوب( متوسط) و میزان تاثیر باز ارزیابی و پذیرش (کم) بوده اند. بنابراین به عنوان یک نتیجه گیری ، راهبرد های ناسازگاران تنظیم شناختی هیجان به طور نیرومندتری نسبت به راهبرد های سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با آسیب های روانی مرتبط هستند.

نتایج پژوهشات در سال های اخیر نشان می دهد که بین مولفه های تنظیم هیجانی مثبت( تمرکز مجددمثبت ، برنامه ریزی ، ارزیابی مجدد،) و آمادگی  و گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه منفی و معکوس وجود دارد به این صورت تنظیم هیجانی مثبت آمادگی به اعتیاد را کاهش می دهد. علت آن این امر است که ، توانایی مدیریت هیجان ها باعث می شود که فرد در موقعیت هایی که خطر مصرف مواد بالاست، از راهبرد های مقابله ای مناسب استفاده کند و توانایی این را دارد که هیجان های خود را سازگار با شرایط ناگوار سازد. افرادی که تنظیم هیجانی بالایی دارند در پیش بینی خواسته های دیگران توانایی بیشتری دارند و فشار های ناخواسته دیگران را درک و هیجان های خود را بهتر مهار می کنند. در نتیجه در برابر مصرف مواد مخدر مقاومت بیشتری نشان می دهند.  در واقع تنظیم هیجانی مثبت سبب افزایش تحمل فشار های محیطی و درک هیجان های خود و دیگران و برخورد مناسب با چالش های مهم زندگی می شود. ازاین رو وجود هیجانات مثبت سبب کاهش رفتار های نابهنجار و افزایش راهبردهای مقابله ای در زندگی شده و افراد را در مقابل رفتارهای پرخطر همچون مصرف مواد مصون می دارد.

از جهتی دیگر ، پژوهشات نشان داده اند که بین مولفه های تنظیم هیجانی منفی( فاجعه سازی و سرزش دیگران) و آمادگی و گرایش به مصرف مواد رابطه ی مثبت و مستقیمی وجود دارد به این صورت که تنظیم هیجانی منفی سبب اقزایش گرایش به مصرف مواد می شود. در تبیین این امر می توان گفت افراد بسیاری بخاطره تحمل پریشانی پایین و اختلال در تنظیم هیجانی به مصرف مواد روی می آورند و مواد مخدر در حکم ابزاری برای تعدیل عواطف استرس زا است. افرادی که سطوح بالایی از نقایص تنظیم هیجان را بروز می دهند، بیش از دیگران احتمال دارد در رفتار های پرخطر که به دنبال آن به افسردگی و اضطراب منجر می شود، درگیر شوند. در نتیجه می توان گفت که تنظیم هیجانی منفی عاملی در افزایش احتمال روی آوردن افراد به رفتار های پرخطر از جمله مصرف مواد است. علاوه بر این تنظیم هیجانی منفی با لغزش معتادان نیز ارتباط مستقیم دارد و احتمال لغزش و عود را در آنها افزایش می دهد.

با توجه به نقش تاثیر گذار تنظیم هیجانی در بهبود ندگی و گرایش به مصرف مواد مخدر ، نیاز به بهبود تنظیم هیجانی در افراد مصرف کننده دیده می شود. به همین علت یکی از روش های بهبود این افراد میتواند مداخلات روان درمانی باشد. بنابراین نیاز به مرکزی که با کمک درمانگران ماهر ، راهبرد های تنظیم هیجانی مثبت را آموزش و تمرین دهد به چشم می خورد. از این رو مرکز پیروان همت آماده ارائه هرگونه کمک روانی در بهترین سطح خود به این افراد می باشد.

نویسنده: زهرا سادات حسینی

منابع:

برادران، مجید. سلطانی شال، رضا و رضایی ترازوج، صادق؛ 1397. همبسته های روانشناختی گرایش به مصرف مواد: کارکردهای شناختی اجرایی مغز، عاطفه ی مثبت و منفی و تنظیم هیجانی در دانشجویان.

سرابیان، سعید و کریمی، زینب؛1396. بررسی نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و طرحواره های ناسازگار اولیه بر میزان لغزش معتادان.

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *